تبليغاتX
وب نوشت های یک آش خور

كاش قلبم درد پنهاني نداشت

چهره ام هرگز پريشاني نداشت

كاش مي شد دفتر تقدير عشق

حرفي از يك روز باراني نداشت

كاش مي شد راه سخت عشق را

بي خطر پيمود و قرباني نداشت

سلام. خوبین بچه ها. امروز روز خیلی خوبی برای منه و روز فراموش نشدنی . من رفتم توی ۲۲ سال. امروز روز تولد منه. امیدوارم بتونم بقیه عمرم رو بهتر از این ۲۲ سال بگذرونم. از همه دوستایی که  نظر میدن و اظهار لطف میکنند واقعا متشکرم. تا بعد . یا علی ...

 

بدون نظر که نمیخوای بری؟؟؟!!

+ نوشته شده توسط مسعود در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت 22:57 |

اشک یعنی صیقل روح و روان

شعله های عشق در قلب و زبان

اشک یعنی یک جهان دلدادگی

گم شدن در جاری واماندگی

اشک یعنی سجده های نیمه شب

پر کشیدن از زمین در حال تب

اشک یعنی ناله نی در فراق

شاخه خشکیده ای در کوچه باغ

اشک یعنی گل درون یک کویر

خنده های شاه بی تخت و سریر

اشک یعنی سوز بی یاور شدن

در غریبی مردن و پرپر شدن

اشک معنای تمام غصه هاست

حاصل نابودی و ضربت زدن بر غنچه هاست

اشک معنای تمام لحظه هاست

نغمه تاریکی و نابودی عاطفه هاست

سلام. ماه رمضان تمام شد و نتونستیم اونجوری که باید و شاید ازش استفاده کنیم. خدایا یه ارده و قدرتی در ما قرار بده  که به اون چیزی که میدونیم عمل کنیم . مدتی با اتفاقات تازه ای مواجه شدم که رنگ تازه ای به زندگیم داده. ولی همچنان سر در گمم ولی دارم میجنگم با خودم که یه نتیجه عاقلانه برسم و میدونم که خدا پشتمه و یاریم میده.  چون همیشه از خودش یاری می خواستم.


به قول شاعر که میگه :

تا خدا هست به خلقم چه نیاز            میکشم ناز یکی تا به همه ناز کنم

 

می تونید با نظراتتون منو یاری بدید (یا حق...)


 

+ نوشته شده توسط مسعود در شنبه بیست و یکم مهر 1386 و ساعت 22:53 |

پيداست هنوز شقايق نشدي

زنداني زندان دقايق نشدي

وقتي که مرا از دل خود مي راني

  يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي

زرد است که لبريز حقايق شده است

تلخ است که با درد موافق شده است

شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي

پاييز بهاريست که عاشق شده است

 

سلام. اونایی که به وب من زیاد سر میزنند و لطف هم دارند نسبت به من حتما متوجه تغییراتی توی قالب وبلاگ شدند. خوب برای تنوع بد نیست هر از چند گاهی تغییرش بدم تا خسته کننده و تکراری نشه. دوستان اگه نظری در مورد قالب یا پیشنهاد خوبی دارن من با کمال میل پذیرای نظراتشون هستم. و اون دسته از عزیزانی که تمایل به تبادل لینک دارند میتونند تو قسمت نظر خواهی بیان کنند. انشاا... که بتونیم تبادل لینک باهاشون داشته باشیم.

 

+ نوشته شده توسط مسعود در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 23:9 |

عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
همان يک لحظه ي اول،که اول ظلم را ميديدم از مخلوق بي وجدان
جهان را با همه زيبايي و زشتي بروي يکديگر ويرانه مي کردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
که در همسايه ي صدها گرسنه ، چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم
نخستين نعره ي مستانه را خاموش آندم بر لب پيمانه ميکردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
که ميديدم يکي عريان و لرزان ديگري پوشيده از صد جامه ي رنگين
زمين و آسمان را واژگون مستانه ميکردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
نه طاعت مي پذيرفتم نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز کرده
پاره پاره در کف زاهد نمايان سبحه ي صد دانه ميکردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
براي خاطر تنها يکي مجنون صحراگرد بي سامان
هزاران ليلي ناز آفرين را کو به کو آواره و ديوانه ميکردم
 عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان
 سراپاي وجود بي وفا معشوق را پروانه ميکردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
بعرش کبريايي با همه صبر خدايي تا که ديدم عزيز نابجايي
، ناز بر يک ناروا گرديده خواري مي فروشد گردش اين چرخ را وارونه بي صبرانه ميکردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
که ميديدم مشوش عارف و عامي ، ز برق فتنه ي اين علم عالم سوز مردم کش
بجز انديشه ي عشق و وفا ، معدوم فکري در اين دنياي پر افسانه ميکردم
عجب صبري خدا دارد !
چرا من جاي او باشم
همين بهتر که او جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشتکاريهاي اين مخلوق را دارد
و گر نه من بجاي او چو بودم يکنفس کي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه ميکردم ؟
عجب صبري خدا دارد !
عجب صبري خدا دارد !

نظر یادتون نره ...!!

 

+ نوشته شده توسط مسعود در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 23:15 |


Javascripts